‏نمایش پست‌ها با برچسب حرفهای خودمانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حرفهای خودمانی. نمایش همه پست‌ها

تا بعد

فعلا حرفی نیست... تا بعد

ترانه ای نوستالژیک و شاد: کاش تمام دنیا سرتاسر جشن و سرور بود!

خانم شنای یوزباشی اوغلو از خواننده های قدیمی جاز، پاپ، دیسکو فانک و فوسیون ترکیه است که بسیاری وی را با ترانه "حیات بایرام اولسا" می شناسند. این ترانه با مضمونی انسانی و آهنگی شاد در زمان خود به یکی از محبوبترین ترانه های ترکی تبدیل شد و هنوز هم این ترانه از ماندگارترین ترانه های این کشور به شمار می رود. ترانه "کاش سراسر دنیا غرق در شور و سرور بود" در سال 1973 یعنی 37 سال قبل اجرا شد و هنوز هم تازه، زیبا، ساده، صمیمی و سرشار از احساس است.


در این دنیا خوشبخت ترین انسان کسی ست که خوشبختی را به ارمغان می آورد

...در این دنیا محبوب کسی ست که شیوه عشق بداند

... و قوی ترین انسان کسی ست که سختی ها را لمس کرده باشد با پوست و استخوان

... و عالمترین انسان، کسی که خود را بشناسد

...کاش تمام دنیا به این باور می رسیدند

... کاش زندگی سرتاسر جشن و سرور بود


...و کاش انسانها در در دست هم، در کنار هم بودند و به ابدیت پیوند می خوردند...



اندر احوالات لینکهای تازه بالاترین!


بدون شرح: لینکی که با 84 امتیاز داغ نشده است و لینکی که با 71 امتیاز داغ نشده است و لینکی که با 57 امتیاز، هنوز تازه است و سرد شده است!

تاریخچه شکل گیری گروه تروریستی ارمنی آسالا

گروه تروریستی آسالا یا ارتش مخفی ارمنی برای رهایی ارمنستان، از گروههای تروریستی ارمنی بود که بین سالهای ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۵ به ترور دیپلماتهای ترک تبعه ترکیه و ۱۶ کشور دیگر مبادرت ورزیده است. این گروه افراطی ارمنی در بین سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ به طور رسمی وارد لیست سازمانهای ترور آمریکا شد.

این سازمان تروریستی در سال ۱۹۷۵ و در اثنای جنگهای داخلی لبنان با کمک جبهه مردمی برای آزادی فلسطین و از سوی آگوپ آگوپیان (هاگوپ هاگوپیان) پایه ریزی شد. به گفته آگوپیان، علت شکل گیری سازمان آسالا، تقویت ملیگرایی ارمنی‌های خارج از ارمنستان و معرفی آمال ارمنی‌ها به جامعه جهانی بوده است.

آسالا به خصوص به دنبال ایجاد ارمنستان بزرگ، قبولاندن "نسل کشی ارامنه" به دولت ترکیه، اجبار ترکیه به پرداخت غرامت و بازگرداندن اراضی ادعایی ارامنه از سوی ترکیه به خاک میهنی ارمنی‌ها بوده است.

اهداف اصلی آسالا برای ترور، دیپلماتها و سرمایه داران موفق ترک بوده است. اما این سازمان به خاطر اهدافی خاص، دفاتر شرکتهای هوایی ترانس ورلد ایرلاینز در مادرید و ایر کانادا در لس آنجلس را نیز منفجر کرده است.

سازمان آسالا پیوندهایی نیز با پ.ک.ک و گروههای با ایدئولوژی مارکسیست‌لنینیست داشته است.

این تروریست‌ها در ۳۸ شهر ۲۱ کشور جهان، ۱۱۰ مورد حمله تروریستی انجام داده اند. ۳۹ مورد از این حملات مسلحانه، ۷۰ مورد همراه با بمبگذاری و یک مورد نیز همراه با اشغال بوده است. در این حملات ۴۲ دیپلمات ترکیه و ۴ فرد غیر ترکیه‌ای جان باخته و ۶۶ نفر نیز زخمی شده اند.

این گروه در ۷ آگوست ۱۹۸۲ یک حمله تروریستی را در فرودگاه اسن بوغای آنکارا شکل داد که در نتیجه آن ۹ نفر جان باخته و ۷۲ نفر دیگر نیز زخمی شدند.

دادگاهی در پاریس اعضای این سازمان را که در دفتر شرکت هوایی ترکیه بمبگذاری کرده بودند به ۳۰ ماه زندان محکوم کرد. این گروه در سال ۱۹۸۳ در فرودگاه اورلی بمبگذاری کرده بود که در نتیجه آن ۸ نفر کشته و ۵۲ نفر نیز زخمی شدند.

گروه آسالا بعد از بمباران فرودگاه اورلی پاریس در سال ۱۹۸۳ به چند گروه تقسیم شد.

با استقلال ارمنستان، یکی از اهداف شکلگیری سازمان تروریستی آسالا به واقعیت پیوست و اعضای سابق آن در دولت و ارتش جدید ارمنستان جای گرفتند. برخی منابع از سازمان دهی و مدیریت جنگ علیه آذربایجان در قره باغ از سوی این گروه خبر می دهند.

در یکی از عملیاتهای تروریستی آسالا، در ۲۸ آوریل ۱۹۸۴ ایشیق یوندر یکی از دیپلماتهای ترک در سفارت ترکیه در تهران کشته شد.

سفارتخانه‌های ترکیه در بیروت، لاهه، آتن، پاریس، ژنو، وین، لیسبون، بوستون، اتاوا،، بلگراد، بروکسل، لس آنجلس، سیدنی و کشورهای دیگر از اهداف عمده حرکت‌های تروریستی این سازمان بوده است که باعث جان باختن تعدادی از دیپلماتهای ترکیه شد.

هم اکنون در قبرستان عصری آنکارا مکان ویژه‌ای شامل مقبره دهها نفر از دیپلماتهایی که توسط این گروه تروریستی کشته شده اند ایجاد شده است.

قتل و ترور پدیده‌ای مذموم است و راه به جایی نخواهد برد. ارمنستان هم اکنون قره باغ و بیست درصد از خاک جمهوری آذربایجان را به طور رسمی تحت اشغال خود دارد و مسبب فجایعی همچون قتل عام خوجالی و ... بوده است. این در حالیست که ارمنستان ادعا می کند خود قربانی تروریسم و نسل کشی است. کشوری که ادعای قربانی بودن را می کند و به هنگام قدرت گیری، خود دست به قتل عام و اشغال می زند و نمی تواند در ادعای خود صادق باشد.

منابع: ویکی پدیای ترکی و انگلیسی

نمونه ای از سطح بالای ادب و شعور در برخی کاربران ویژه بالاترین


حالا خوبه که هر بچه دبستانی هم میدونه که ترکها فقط چند صد سالی است که از مغولستان بطرف غرب آمدند. بدبختی ما همینه دیگه هرگروه ک..ن نشوری اومده داره واسه ما عر و گوز میکنه, اوناز آخوندهای پفیوز و اون عربهای سوسمار خور و حالا هم ترکیه گدا گشنه که شهروندایشان باید در آلمان و سایر کشورهای اروپائی مستراح شوئی بکنند. (روی جمله کلیک کنید)

البته غصه نخورید، این هیچ ربطی به فرهنگ کشورمان ندارد و دیدگاه یک نفر است که با استقبال کاربران هم مواجه شده است!
و مطمئن باشید که این کاربران از سوی بالایارها بن نخواهند شد، چون اصولا این حرفها برای یک کشور دیگر گفته شده و اصلا مصداق توهین محسوب نمی شود!
نکته: احتیاجی به این نیست که بگوییم نوروز در ایران عید اصلی ماست چرا که همه چیز آشکار است. اما این نافی برگزاری عید نوروز توسط ملتها و اقوام دیگر نیست.
استفاده ابزاری از این جشن هم برای فعالیتهای تجزیه طلبانه محکوم است. از جانب هر قوم و در هر کشوری که باشد.

درسی از اویغورهای چین: زنی که یک نفره در مقابل ارتش چند میلیونی ایستاد

او تنها یک زن معمولی بود، پیش از آنکه دنیا او را با تصاویر جسورانه اش بشناسد

دنیا او را هنگامی شناخت که تک و تنها، در مقابل خودروهای زرهی و پر از سرباز ارتش چین ایستاد و آزادی را فریاد زد.

بعد از کشتار اویغورها به دست چینی ها، ارتش کمونیست چین برابر با جمعیت اویغورها نیروی نظامی در اورومچی ترکستان پیاده کرد. اویغورها دست خالی بودند و چینی ها سرتا پا مسلح… چین هشدار داده بود هرکس که به خیابان بیاید اعدام خواهد شد و شهر در سکوتی بهت آور فرو رفته بود؛ فعالان ترکهای اویغور دستگیر شده بودند و بسیاری کشته و زخمی شده بودند. گویی این سکوت مرگبار و بهت آور را یارای شکستن نبود در هیچ کس.

و مردم در کنج تنهایی و نا امیدی خود خزیده بودند.

به ناگهان این زن عادی و روسری به سر اویغور در مرکز شهر، در دل سربازان و خودروهای جنگی چین مشتهایش را گره کرد و فریاد زد: آزادی ام را و شوهرم را می خواهم.

ارتش چین تا آنروز ورود رسانه های بیگانه را به منطقه ممنوع اعلام کرده بود، اینترنت و ارتباط تلفنی قطع شده بود. هرگونه ورود و خروج به شهر ممنوع اعلام شده بود و فریادها در گلوها خفه می شد. موج دستگیریها کامل شده بود و شهر از مردان معترض خالی شده بود.

بعد از چند روز ظاهرسازی و جای دادن چینی ها در بیمارستان، حکومت چین به رسانه های خارجی اعلام کرد که می توانند از نزدیک از ترکستان شرقی یا سین کیانگ دیدار کنند.

مفتی شهر را هم آوردند و وی اعلام کرد که دولت چین دوست مسلمانان است و آنها در سایه جکومت جمهوری خلق چین، از آزادی کامل برخوردارند.

همه چیز مرتب پیش می رفت تا اینکه یک زن میانسال و شجاع اویغور در میدان مرکزی شهر روسری اش را محکم بست، دستهایش را گره کرد و با خشم فریاد زد: ما آزادی می خواهیم!

حرکت اعتراضی دورسون گل (تورسون گل) این زن اویغور باعث تزریق روحی تازه در بین اویغورها شد. او ابهت یک دیکتاتوری را یکه و تنها شکست و تمام دنیا او را با این عکس شناختند.

زنی که صورتی آرام، اما مصمم دارد. زنی که با فریادش سمبل بسیاری از بغضها و فریادهای فرو خورده است.

زنی که باعث شد اعتراضات اویغورها ادامه داشته باشد. زنی که پایش شکسته بود، اما اراده اش را کسی نتوانسته بود بشکند. و به این ترتیب، با پای شکسته، با عصایی زیر بغل خود را به میان حادثه پرتاب کرد.

او اکنون سمبل زنان و مردان اویغور است و سمبل زنده گی و ادامه فریادهای آزادی خواهانه ی ملتی 20 میلیونی در برابر اشغالگرانی که بیش از یک میلیارد نفر جمعیت دارند. سمبل شکستن سکوت در اوج نا امیدی.

وی بعدها در مصاحبه ای عنوان کرد: "ترسی از چین و چینی ها نداشتم. چرا که اگر مرا مضروب می کردند یا می کشتند کسانی بعد از من می آمدند که جای مرا پر کنند. "

چینی ها شوهر و فرزند سه ساله او را گروگان گرفته اند، اما نتوانسته اند صدای او را گروگان بگیرند و او اکنون صدای رسای مردمی مظلوم است که از سوی حتی هم کیشان و هم مذهبانشان نیز تنها گذاشته شده اند:مردم مسلمان اویغور!

(سین کیانگ در زبان چینی به معنای "سرزمین تازه کشف شده" است و ترکستان شرقی کمتر از نود سال است که به اشغال چین در آمده است.)


(به هنگام استفاده از مطالب و نوشته ها، لطفا منبع را ذکر فرمایید)



یک حرکت جالب و باور نکردنی در ترکیه!


ساعت 9:05 دقیقه صبح سه شنبه 19 آبان است. هوا در استانبول اندکی خنک است. تا دقیقه ای قبل در خیابان های استانبول انسان می جوشید اما به یکباره انگار زندگی در استانبول و ترکیه می ایستد!

ماشینها وسط خیابان، پل و کوچه ها می ایستند و راننده و مسافران در را باز کرده و سر پا می ایستند.

مردم عادی که در کوچه ها و پیاده روها در حال حرکتند به یکباره بی حرکت می ایستند.

در وهله اول این اقدام ترک ها بسیار تعجب آور است. شاید اگر روز سه شنبه 10 نوامبر در استانبول می بودید چشمانتان چهار تا می شد!

مردم بعد از یک دقیقه بی حرکت ماندن به حرکت خود ادامه می دهند. سالی یک بار اکثر مردم ترکیه رأس ساعت 9 و پنج دقیقه دهم نوامبر به مدت یک دقیقه به صورت سر پا بی حرکت می ایستند. ماشین ها متوقف می شوند. کارگران ساختمانی نیز از جای خود تکان نمی خورند و سکوت می کنند. به طوری که می توان گفت زندگی در ترکیه برای یک دقیقه می ایستد!

اما علت آن چیست: بعد از پرس و جو متوجه می شوم دهم نوامبر سالروز درگذشت مصطفی کمال آتاترک اولین رئیس جمهور ترکیه است و مردم ترکیه به احترام وی درست در ساعت 9:05 دقیقه دست از کار می کشند و به احترام بنیانگذار جمهوریشان می ایستند.

رسم عجیبی است، نه؟

پی نوشت: احترام ترک ها به پرچمشان هم مثال زدنی است.

پی نوشت دو – امسال 71 سال درگذشت آتاترک بوده است.

پی نوشت سه – آتاترک به هنگام دوره ضعف عثمانی در لیبی، بالکان، سوریه و چندین کشور دیگر که آنزمان جزء امپراتوری عثمانی بوده اند با انگلیسی ها و سایر کشورهای استعمارگر جنگیده است. اکنون در روز درگذشت وی حتی انگلیسی ها هم پرچم خود را در کنسولگری ها و سفارتشان در ترکیه به حالت نیمه افراشته درمی آورند

تنها کارکرد اصلاح طلبان از دید اصولگرایان!

از نظر جريان تندرو اصولگرا، اصلاح طلبان يك كاربرد بيشتر ندارند. قبل از هر انتخاباتي، تنور انتخابات با حضور آنان گرم شود، بلافاصله پس از پايان راي گيري دستگير شده و به داخل تنور انتخابات انداخته شوند!

از کامنتهای این نوشته الف

آیا می دانستید خرقه پیامبر در استانبول نگهداری می شود؟


بسیاری از آثار تاریخی مربوط به صدر اسلام و حضرت محمد در استانبول قرار دارد. یکی از این آثار خرقه ای است که پیامبر برای اویس قرنی در یمن فرستاده است. این خرقه بیش از هزار سال دست به دست گشته و از یمن به مکه و در دوره عثمانی از آنجا به استانبول منتقل شده است.

لباس حضرت محمد به همراه برخی دیگر از یادگارهای منسوب به او همچون تکه ای از مو و ریش پیامبر در طول ماه رمضان در استانبول به نمایش گذاشته می شود.

خرقه پیامبر معروفترین بخش این نمایش را تشکیل می دهد اما این خرقه امسال به دلیل پاره ای تعمیرات به نمایش درنخواهد امد.

درباره خرقه پیامبر:

اویس قرنی یا به قول ترکها ویسل کرانی (Veysel Karanı) از اوان کودکی پدر خود را از دست می دهد و با مادرش در یمن زندگی می کند.

اویس به دلیل علاقه اش به پیامبر سوژه شعرهای بسیاری برای شاعران جهان اسلام شده است. وی یک روز با اجازه مادرش برای دیدن رسول ا... به مدینه می رود.اما پیامبر در خارج از مدینه است و وی به دلیل قولی که به مادرش داده است مجبور می شود بدون زیارت پیامبر، به یمن برگردد.

حضرت محمد به دلیل علاقه اش به اویس پیش از مرگ وصیت می کند تا مرقع اش را به اویس بدهند و حضرت علی و عمربن خطاب خلیفه دوم مسلمانان بعد از مرگ پیامبر، مرقع و یادگارهای حضرت محمد را به اویس می رسانند.

نقل است که اویس پیش از آنکه علی و عمر به وی وفات پیامبر را ابلاغ کنند می گوید: " می دانم محمد از دار دنیا رفت و شما مرقعش را برای من آوردید"

مقبره اویس که به دلیل عدم زیارت حضرت محمد از تابعین محسوب می شود در شهرستان بایکان از توابع استان سیرت ترکیه قرار دارد.

حضرت محمد در حق اویس قرنی گفته است: "همانا از سوی قرن رایحه خوشی می شنوم."

در سال 1851 سلطان عبدالمجید برای نگهداری امانت پیامبر، خرقه اهدایی به اویس را به استانبول می آورد و برای نگهداری از آن مسجدی تأسیس می کند.

هم اکنون این یادگار شریف توسط گؤلای کوپرولو پنجاه و هفتمین نسل اویس نگهداری می شود.

خرقه پیامبر 8 قسمت است و 1 متر و 20 سانتی متر طول دارد. جنس پارچه مرقع پیامبر از پشم گلوی شتران جوان است.

گؤلای کوپرولو می گوید: در سال 1966 پدرم وفات کرد. بعد از وی مادرم مسئولیت نگهداری از یادگار پیامبر را برعهده داشت. بعد از مادرم این مسئولیت بعهده من است. چند خواهر دارم که آنها ازدواج کرده اند. من ازدواج نکرده ام و به همین دلیل این مسئولیت به عهده منست.

توضیح: دوست عزیزی در بخش نظرات گفته است عکس دیده نمی شود، به خاطر همین، عکس تغییر یافت.
برای دیدن عکسهای بیشتر روی اینجا کلیک کنید. بعد از باز شدن صفحه، با کلیک روی عکسها می توانید سایر عکسها را هم مشاهده کنید.

تصویری از هلوی کابینه!

کابینه است یا میوه فروشی؟!
به نظر شما، احمدی نژاد کدام میوه است؟


ماجرای عجیب توقیف 18.5 میلیارد دلار پول ایران در ترکیه! (توضیحات)

خبری را در "وبلاگ بوشوگ" دیدم که خیلی جالب توجه بود: ماجرای شگفت انگیز توقیف 18.5 میلیارد دلار پول ایران توسط ترکیه.

دوست وبلاگر به نقل از کانال D ترکیه نوشته بود که یک تاجر ایرانی به نام اسماعیل صفریان نصب مبلغی بالغ بر 18.5 میلیارد دلار پول نقد را وارد ترکیه کرده است و همزمان اردوغان نیز از وارد شدن مبلغی بالغ بر 18.5 میلیارد دلار بدون اشاره به منبع آن به ترکیه خبر داده است.

در وبلاگ به نقل از تلویزیون D، آمده است این مبلغ هنگفت به صورت 7.5 میلیارد دلار پول نقد در ساک دستی و 20 تن شمش طلا به وسیله کانتینر به ترکیه منتقل شده است.

صرفنظر از اینکه بوشوگ تنها مترجم خبر بوده است و الحق هم سوژه بسیار خوبی را ترجمه کرده است ذکر چند نکته ضروری است: همانطور که کاربران بالاترین روی موضوع بحث کرده اند "بیست تن شمش طلا در بازار با نرخ گرمی 20 هزار تومان می شود 400 میلیون دلار، نه 11.5 میلیارد دلار!"

یا به قول دوست دیگری، 20 تن شمش طلا با عیار 99.999 و قیمت هر اونس 960 دلار در مجموع می شه 500 میلیون دلار.

در ضمن 7 میلیارد دلار (با توجه به اینکه حجم هر یک میلیارد دلار که 398.8 مترمکعب می شود) حدودا 79 متر مکعب حجم لازم دارد و در کل نمی توان 7 میلیارد دلار را در یک چمدان جا داد!
یک مورد دیگر هم هست و آن اینکه در خبر از آورده شدن مبالغ نقد توسط چمدان سخن بمیان نمی آید بلکه گوینده می گوید این مبالغ در چارچوب "قانون چمدان" آورده شده است.

اما چند توضیح را در رابطه با این خبر و اخبار مشابه لازم و ضروری می دانم:

-رجب طیب اردوغان در دسامبر سال 2008 و در اوج بحران مالی جهانی گفته بود "علیرغم بحران مالی، 18 و نیم میلیارد دلار سرمایه خارجی وارد ترکیه شده است" و این حرف اردوغان یعنی اینکه کل سرمایه خارجی وارد شده تا آنزمان 18 و نیم میلیارد دلار بوده است نه اینکه تنها یک نفر این مبلغ را وارد کشور کرده باشد!

- کانالهای تلویزیونی ترکیه رقابت شدیدی را برای جذب مشتری دارند. پس مبلغ هرچه گنده تر، مشتری بیشتر!
حتم دارم خبرنگاری که این خبر را تهیه کرده با گذاشتن حرف اردوغان در مورد 18.5 میلیارد دلار سرمایه گذاری در کنار دادخواست یک ایرانی برای برداشتن پولی که به ترکیه آورده است، نتیجه گرفته که این ایرانی 18.5 میلیارد دلار پول وارد ترکیه کرده است!! دیگه فکر نکرده "چیزی بگه که بگنجه!"

معمولا در ترکیه اگر تلویزیونها بخواهند یک خبری را بدهند ابتدا یک سناریو برای آن نوشته می شود و بر اساس سناریو حواشی فراوانی به آن علاوه می گردد. به عنوان مثال اخبار تجاوز و ... چون باعث واکنش و توجه مردم می شود معمولا پای ثابت اخبار در ترکیه است و هرکس نداند فکر می کند مثلا آمار در ترکیه بسیار بالاتر از ایران است و بسیاری نمونه های دیگر...

یک مثال بزنم: چند وقت قبل دوستی ایمیلی فوروارد کرده بود. توی ایمیل یک زنی گفته بود فرزندش سرطان دارد و به ازای هرکسی که به یک نفر این ایمیل را ارسال کند 30 سنت زیمبابوه نصیب فرزندش می شود(!). باور کنید این ایمیل یکی از ایمیلهایی بود که فکر کنم چند میلیونی به یکدیگر ارسال کرده بودند (و اکثرا هم دخترها!) اما خودتون می دونید که یک زمانی قیمت یک نان در زیمبابوه 60 میلیارد دلار زمیبابوه بوده است!!

(سعی می کنم خبر رو به همراه لینک بالاترین به چند سایت ترکی بفرستم تا کمی بخندند!)

لینک بالاترین: http://balatarin.com/permlink/2009/7/29/1677878

لینک خبر بوشوگ: http://boushveg.wordpress.com

ویدئوی خبر کانال D:

http://www.kanaldhaber.com.tr/HaberDetay.aspx?haberid=48131&catid=36

خبرگزاری فارس نقشه تجزیه ایران را منتشر کرد!

تجزیه طلبهای ترکیه و ایران و سوریه و عراق و اعوان و انصار مسعود بارزانی کم بودند، حالا خبرگزاری فارس هم نقشه تجزیه ایران را منتشر می کند!

نکته عجیب در دولتی و وابسته بودن خبرگزاری فارس به سپاه پاسداران است.

وقتی که تعهد به دروغ و تظاهر مهمتر از حرفه ای بودن و بی طرف بودن خبرنگاران(؟) باشد همین می شود که فارس نیوز هم نقشه تجزیه ایران را منتشر کند!

احتمالا این نقشه را برادران ارزشی فارس قبول دارند که آنرا منتشر کرده اند. نکته جالب این است که این نقشه منتشر شده دقیقا همان نقشه ای است که بارزانی در نظر دارد!

لینک نقشه تجزیه ایران- فارس نیوز!

لینک عکسی از خبر فارس نیوز

مرتبط:

بارزانی هم به تجزیه ایران چشم دوخته است +عکس نقشه مورد نظر بارزانی!

آیا بارزانی به خاک ایران چشم ندارد؟!

به قول یکی از کاربران تابناک: یک اشکال بزرگ که این نقشه دارد آنست که کشور سوئد را که بزرگترین گروه پناهندگان کرد را دارد نشان نمی دهد!


زندگینامه ربیعه قدیر رهبر اویغور:40 سال دنبال رهبر بودم، کسی پیدا نشد، خودم رهبری را بعهده گرفتم

این زن، روی دیگر تراژدی اورومچی [ مرکز ترکستان شرقی] است، رهبری که غرب به تازگی وی را بازشناخته است و کسی که شاهد زنده درام انسانی اویغورستان است.

زنی دردکشیده که 62 سال از عمرش را سپری کرده است و روزگاری در اوج قدرت و ثروت افسانه ای اش در چین به سر می برد و اکنون با دو مترجم ، در آنسوی دنیا یعنی واشنگتن آواره شده است و تنها نقطه امید مردمی است که هیچ حامی ای در این دنیا ندارند.

او ربیعه قدیر است، زن مسلمان اویغور که می گوید چهل سال به دنبال یک رهبر برای مبارزات آزادیخواهانه مردم مسلمان اویغور بوده است و چون کسی قدم به جلو نگذاشته، خود شخصا رهبری جنبش را بر عهده گرفته است.

او امید زنان و مردان اویغور است. کسی که یک خیابان بالاتر از کاخ سفید در طبقه دوم یک ساختمان 13 طبقه، در یک مرکز تجاری واشنگتن به مبارزه ادامه می دهد.

هرکسی که در راهروی طبقه دوم قدم می زند کسانی را مشاهده می کند که به زبانهای مختلف گفتگو می کنند. و ربیعه قدیر، زنی که روزگاری ملکه ثروت چین بوده است در یک اتاق کوچک بدون پنجره در واشنگتن زندگی می کند.

در اتاقی با پرچمهای ماه و ستاره سفید در یک زمینه آبی کمرنگ. پرچمی که سمبل حیات اویغورها در چین است.

حکایت زندگی او بسیار پر فراز و نشیب است. از یک خانواده بسیار فقیر است. تجارت را با داد و ستد پوست، لباس و مغازه داری آغاز کرده و بعد از مدتی به یکی از ثروتمندترین تاجران کشور 1 میلیارد و سیصد میلیونی چین بدل گشت.

در زمان فعالیت او، تجارت ممنوع است و وی با رشوه دادن به مأموران چینی، کار خود را گسترش می دهد.

قدیر در سال 1994 یازدهمین فرد ثروتمند چین می شود. او را میلیونر سینجان (سین کیانگ) می نامند.

ربیعه قدیر می گوید: "از سیزده سالگی به سیاست روی آوردم." اما نقطه عطف زندگی او ازدواج با شوهر دومش صدیق رزی – یک شاعر اویغور- است.

ربیعه می گوید از شوهر اولش که مدیر بانک و پدر 6 فرزندش است به خاطر آن جدا شده است تا آسیبی متوجه وی نگردد. چرا که دولت کمونیست چین از سمبل شدن افراد می ترسد و ممکن است شوهر اولش به خاطر وی از سوی دولت چین آسیب ببیند.

بعد از ازدواج دومش به شدت تحت تأثیر عقاید شوهر دومش قرار می گیرد و حیات دیگری برای وی آغاز می شود.

قدیر می گوید با شوهر اولش نمی تواند صحبت کند اما فرزندانش با او در تماس هستند.

این زن اویغور در دهه 1990 شروع به فعالیت سیاسی علنی می کند. برای مادران اویغور مراکز کار تأسیس می کند تا آنان روی پای خود بایستند. در اورومچی بازارهای "مرکز ربیعه" را بنا می کند که مغازه داران آن را تنها زنان اویغور تشکیل می دهند.

از سوی دیگر به هنگام بلایای طبیعی، پیش از آنکه دولت کمک کند، کامیونهای مملو از کمکهای خود را به منطقه می فرستد.

و در این هنگام است که شهروند نمونه ی اعلام شده از سوی چین کمونیست، کسی که از سوی دولت مرکزی به مأموریتهای سیاسی گماشته می شود به تمامی زرق و برقهای زندگی نه می گوید.

در سال 1999 به جرم جاسوسی برای آمریکا بازداشت و روانه زندان می شود. در دادگاه به هشت سال زندان محکوم می شود اما در مارس سال 2005 با میانجیگری آمریکا از زندان خارج می شود و دوره زندگی در تبعید را در آمریکا آغاز می کند.

تنها درد او آزادی ترکهای اویغور است.

ربیعه قدیر رهبری دو سازمان اویغور را بعهده دارد.سازمان اویغورهای دنیا در آلمان و انجمن اویغور – آمریکا

وی اتهامات کار برای آمریکاییان را رد می کند و می گوید: برای رهایی ملت اویغور می جنگم. به دنبال چیز دیگری نیستم.

هنگامی که ربیعه قدیر به زندان می افتد دولت مرکزی تمامی اموال و دارایی میلیاردی او را ضبط می کند. در پاسخ به سئوالی مبنی بر آنکه چه مقدار از ثروت افسانه ای اش را در دست دارد می گوید: "هیچ"

تنها منبع درآمد وی حقوقی است که از دو سازمان تحت رهبری اش دریافت می کند.

قدیر بسیار هیجان زده می شود. بخصوص هنگامی که نوبت به دردهای مردم اویغور می رسد.

ربیعه قدیر 11 فرزند دارد. وی در رابطه با اینکه چگونه اینقدر جوان و فعال مانده است می گوید: اویغور مرا زنده نگهداشته است.

می پرسیم: "درست است که گفته ای تا زمانی که جان در بدن داری رهبری اویغورها را به عهده خواهی داشت؟" جواب می دهد: "چهل سال به دنبال کسی بودم که رهبری جنبش مردم را به عهده بگیرد. وقتی کسی را نیافتم خود، این مسئولیت را به عهده گرفتم."

ربیعه قدیر شخصیتی استثنایی دارد، به طوری که گروههای اسلامگرا نیز رهبری او را قبول دارند.

تصاویر وی بعد از اتهامات چین علیه اش به صفحه اول مهمترین روزنامه های آمریکا راه یافت: وال استریت جورنال، واشنگتن پست، نیویورک تایمز و ...

یک مترجم وی تنها جوابگوی روزنامه ها و رسانه های ترک زبان است. مترجم دیگرش نیز سخنان او را به رسانه های انگلیسی زبان منتقل می کند.

این قیام خونین مردم اویغور چین یک حسن بزرگ داشت: مردم اویغور رهبر خود را بازشناخته بودند. رهبری که از سال 1949 و از زمان اشغال سرزمینشان به دست چین به دنبال وی بودند. و دولت چین نیز این حرکت را تسریع بخشید: چه با قتل عام اویغور ها و چه با متهم کردن وی به رهبری جنبش اویغورستان.

ربیعه قدیر 11 فرزند دارد. بزرگترین فرزندش 45 سال دارد و جوانترینش 19 سال.

پنج فرزند ربیعه قدیر در آمریکا و 5 فرزندش نیز در چین هستند. یک فرزندش هم در استرالیاست.

عالم 30 ساله و آبلیکیم 33 ساله هنوز در چین در زندان هستند. عبدالقادر 45 ساله دیگر فرزندش در چین به تجارت مشغول است. دیگر فرزندانش که در چین هستند یعنی روشن 38 و عادل 34 ساله معلم فیزیک و کارمند بانک هستند.

فرزندان وی که در آمریکا هستند: مصطفی 25 ساله دانشجوی پزشکی، ککینوس 19 ساله دانشجوی فلسفه، عالیده 27 ساله دانشجوی معماری و راحله 36 ساله نیز مدیر یک نشریه است. خان زهره دختر 28 ساله وی نیز بیکار است.

ربیعه قدیر از زمان خروجش از چین تا کنون نه فرزندان زندانی اش در چین را دیده است و نه حتی صدای آنها را شنیده است و این بر روحیه اش نیز بی تأثیر نبوده است. چرا که در نهایت وی یک مادر است. یک مادر اویغور مسلمان که اکنون صدای بی یاورترین ملت جهان شده است.

کشورهای مسلمان به دلیل رابطه با چین کمونیست سکوت کرده اند و آمریکا و اروپا نیز نمی خواهند روابط تجاری خود با چین را تحت تأثیر مبارزات یک ملت، خدشه دار ببینند.

چین اکنون یک گره کور در تفکر حقوق بشر دنیای غرب است و یک سنگ محک برای اثبات مسلمانی کشورهایی که خود را داعیه دار اسلام می دانند!

منبع: با نگاهی به مطلب روزنامه ترک زبان حریت

لطفا کپی رایت را رعایت کنیم