‏نمایش پست‌ها با برچسب عثمانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب عثمانی. نمایش همه پست‌ها

یک حرکت جالب و باور نکردنی در ترکیه!


ساعت 9:05 دقیقه صبح سه شنبه 19 آبان است. هوا در استانبول اندکی خنک است. تا دقیقه ای قبل در خیابان های استانبول انسان می جوشید اما به یکباره انگار زندگی در استانبول و ترکیه می ایستد!

ماشینها وسط خیابان، پل و کوچه ها می ایستند و راننده و مسافران در را باز کرده و سر پا می ایستند.

مردم عادی که در کوچه ها و پیاده روها در حال حرکتند به یکباره بی حرکت می ایستند.

در وهله اول این اقدام ترک ها بسیار تعجب آور است. شاید اگر روز سه شنبه 10 نوامبر در استانبول می بودید چشمانتان چهار تا می شد!

مردم بعد از یک دقیقه بی حرکت ماندن به حرکت خود ادامه می دهند. سالی یک بار اکثر مردم ترکیه رأس ساعت 9 و پنج دقیقه دهم نوامبر به مدت یک دقیقه به صورت سر پا بی حرکت می ایستند. ماشین ها متوقف می شوند. کارگران ساختمانی نیز از جای خود تکان نمی خورند و سکوت می کنند. به طوری که می توان گفت زندگی در ترکیه برای یک دقیقه می ایستد!

اما علت آن چیست: بعد از پرس و جو متوجه می شوم دهم نوامبر سالروز درگذشت مصطفی کمال آتاترک اولین رئیس جمهور ترکیه است و مردم ترکیه به احترام وی درست در ساعت 9:05 دقیقه دست از کار می کشند و به احترام بنیانگذار جمهوریشان می ایستند.

رسم عجیبی است، نه؟

پی نوشت: احترام ترک ها به پرچمشان هم مثال زدنی است.

پی نوشت دو – امسال 71 سال درگذشت آتاترک بوده است.

پی نوشت سه – آتاترک به هنگام دوره ضعف عثمانی در لیبی، بالکان، سوریه و چندین کشور دیگر که آنزمان جزء امپراتوری عثمانی بوده اند با انگلیسی ها و سایر کشورهای استعمارگر جنگیده است. اکنون در روز درگذشت وی حتی انگلیسی ها هم پرچم خود را در کنسولگری ها و سفارتشان در ترکیه به حالت نیمه افراشته درمی آورند

بعد از 45 سال: اجساد مسافران ترک اتوبوس گمشده پیدا شد

سرنوشت اتوبوس حامل 11 کارگر ترک قبرس که 45 سال قبل، به محل نامعلومی برده شده و به قتل رسیده بودند مشخص شد.

11 کارگر ترک که با این اتوبوس عازم محل کار خود بودند از سوی یونانی های قبرس دزدیده شدند، این کارگران از سوی یونانی ها به گلوله بسته شده و جنازه های آنها نیز در یک روستا دفن شده بود.

نتایج آزمایش دی ان ای در روستای وروکلینی در بخش یونانی نشین صحت قتل ترک تباران قبرس را اثبات کرد.

موضوع دو سال قبل بعد از پخش فیلم مستندی با "اتوبوس گمشده" بر سر زبانها آمد. حادثه در 13 ماه مه 1964 (23 اردیبهشت 1964) اتفاق افتاد.

11 ترک قبرس مثل همیشه در ساعات اولیه صبح، عازم محل کار خود در منطقه دیکلیا که تحت حفاظت نیروهای انگلیسی قرار داشت شدند. از آن اتوبوس و ترکهای قبرس بعد از آن هیچ خبری نشد. فیلم مستند "فوزی تانپینار" که دو سال قبل تولید شد این مسأله را به بحث روز قبرس تبدیل کرد.

بالأخره بعد از مدتها، کمیته مفقودین سازمان ملل در قبرس اعلام کرد هویت افراد ترک مفقود شده در سال 1964 را تشخیص داده است.

به گزارش وبلاگ اخبار ترکیه به نقل از حریت، این کمیته اعلام کرد نتایج آزمایش دی ان ای استخوانهای قربانیان ترک و بازماندگان آنها تعلق جسد به کارگران ترک را اثبات می کند. اجساد فوق دو سال قبل، در یک منطقه یونانی نشین کشف شده بود.

یونانی ها به علت دشمنی دیرینه شان با ترک ها در برخی از مناطق از جمله قبرس، سلانیک و تراکیا مرتکب جنایات زیادی علیه ترکها شدند. جنایت علیه ترکها هم به علت نژادشان و هم به علت مسلمان بودنشان صورت گرفته است.

به عنوان مثال در حوالی سالهای جنگ جهانی اول، ترک تباران مسلمان تا 50 کیلومتری آتن پایتخت یونان جمعیت زیادی را تشکیل می دادند به طوری که حتی آتاترک نیز متولد شهر سلانیک است، شهری که اکنون در یونان قرار دارد.

اما یونان با پاکسازی نژادی، صدها هزار ترک را با شکنجه به ترکیه فرستاد.

تا چند سال قبل، توی شناسنامه مسلمانان بومی یونان دین شخص، مسیحی نوشته می شد و نامهای ترکها نیز به اجبار به نامهای یونانی تغییر می یافت.

هنوز هم در بسیاری از دوره های تحصیلی، دانش آموزان در یونان تنفر از نژاد ترک و از جامعه مسلمانان را یاد می گیرند.


دو کشور با فرهنگ مشترک، با درک بسیار متفاوت!

ایران و ترکیه دو کشور همسایه هم هستند که در بسیاری از جهات می توان گفت فرهنگ مشترکی دارند. نمی توان این فرهنگ مشترک را به موضوع نژادپرستی و غیره ربط داد و گفت که ما از آنها برتر هستیم یا آنها از ما برتر هستند. مجاورت مرزی تشابه فرهنگی نیز می آورد. تضاد هم می آورد، بدبینی هم می آورد. باید به اینها اضافه کرد افرادی را که مدام برای پوشاندن عیوب خود سعی در نشان دادن خود به عنوان نژاد برتر هستند. فرقی نمی کند از کدام طرف باشد.

فرهنگ مشترک بین ایران و ترکیه باعث شده است حتی محاورات، تعجبات، ادات و ضرب المثلهای دو کشور هم شبیه هم باشند.

جمله "موهایم سیخ سیخ شد" را با ترجمه لفظ به لفظ در ترکی هم داریم: "تویلریم دیکن دیکن اولدو"

یا سلام آنها که "مرحبا" است و برای تشویق هم "آفرین" فارسی خودمان را می گویند.

به شعر مولانا اعتقاد خاصی دارم مبنی بر اینکه همنژادی لزوما همسانی فرهنگی نمی آورد: "ای بسا هندو و ترک همزبان..."

ترکها و فارسها در زبان و نژاد متفاوت هستند. اما جالب است که رشد در محیط فرهنگی تحت تأثیر اسلام و زبان عربی باعث نزدیک ترین همسانی فرهنگی بین ترکها و فارسهاست. زبان فارسی زبان دربار امپراطوری عثمانی بوده است. بسیاری از واژه های فارسی نیز در این دوره به ترکی راه یافته اند.

در مقابل ایرانیان اولین بار با اصطلاحات مدرنیزاسیون در دو قرن گذشته از طریق استانبول آشنا شدند و بسیاری از معادلسازی های ترکها که از عربی گرفته بودند بلاواسطه وارد فارسی شد. مساوات، مشروطه، عدلیه، بلدیه و... از نمونه های این واژه ها هستند. ضمن آنکه در زبان فارسی شاهد لغات ترکی بسیاری هستیم: اردو، چاپار، چخماق، گلنگدن، آچار و بسیاری از لغات دیگر که به ذهنم نمی رسد.

شاید بتوان ادعا کرد شباهتهای فرهنگی ترکها و فارسها بیشتر از همنژادان تاجیک می باشد که بیش از 70 سال تحت سیطره روسها بودند.

با این حال عدم شناخت مردمان دو کشور یا آلوده به غرض بودن شناخت متقابل باعث شده است که به هنگام برخورد با یکدیگر احساس کنیم از دو کره متفاوت آمده ایم.

برخی تلاشهای ترکیه مثلا برای معرفی مولانا باعث بدبینی ما ایرانیهاست. ممکن است برخی ها در ترکیه بگویند که مولانا ترک بوده است اما اشعار فارسی مولانا شاهد دلیل خوبی است. اما نکته غرور آور برای ترکیه و دردآور برای ایران این است که تمام پژوهشهای ما ایرانی ها در طول تاریخ در باب مولانا شاید به نصف پژوهشهای محقق ترکیه ای "عبدالباقی گولپینارلی" هم نرسد! کدام یک از ماها عبدالباقی گولپینارلی را می شناسیم؟!

شعر مولانا فارسی است، اما اعتقادات او بخصوص همین سنی بودنش در تطابق با مذهب و اعتقادات ترکیه است.

اعتقادات تصوفه مولانا در مذهب سنی ها کاملا امری رایج است و در ترکیه با اکثریت سنی نیز مولانا جایگاه مذهبی و ادبی بسیار بالایی دارد.

شاید گام اول درک متقابل و زندگی مسالمت آمیز در کنار یکدیگر شناخت بی غرضانه و قبول واقعیتهای جاری باشد.

در این راه به نظرم نویسندگان دو طرف می توانند با سفر و ارتباط مداوم از نزدیک شاهد شباهتهای فراوان و تفاوتهای اندک باشند. فراموش نکنیم که ترکیه اعلام می کند سیاست اش سیاست تسامح و تساهل است. مردم ایران هم قرنهاست به این دو خصوصیت معروفند. شاید همین مولانای بلخی رومی بهترین شاهد مدعای این دو خصوصیت باشد.

با این شباهتها جای تعجب دارد که چرا مردم دو کشور تا حد زیادی با بدبینی نسبت به هم نگاه می کنند. تا پیش از آمدن به ترکیه فکر می کردم فرهنگ دو کشور کاملا با هم متفاوت است اما با زندگی در این کشور و آشنایی با واقعیات ذهنیت دیگری داده است.

یک نکته دیگر هم در مورد دوره عثمانی بگویم: پادشاهان عثمانی با فتح بیزانس و هرنقطه ای از ترکیه کنونی به جای کلیساها مساجد را ساختند. اما با یک تفاوت جزئی: آنها روی کلیساها مسجد ساختند، اما تمام شاهکارهای هنری قبلی را حفظ کردند. اکنون همین مساجد- کلیساها از مهمترین منابع جذب توریست در ترکیه هستند.


آخرین سرباز قشون عثمانی همچنان زنده است!

برخلاف اخباری که چندروز قبل منتشر شد آخرین سرباز قشون عثمانی همچنان زنده است!

یعقوب ستار 110 ساله که دو روز قبل در اسکی شهیر به خاک سپرده شد آخرین سرباز قشون عثمانی نبوده است بلکه مصطفی شکیب 105 ساله به عنوان یادگار زمان جنگ جهانی اول هنوز زنده است و در استانبول به حیات خود ادامه می دهد.

وی در جنگ کورتولوش – جنگ استقلال بر علیه نیروهای فرانسه، انگلیس و... – حضور داشته است.

داماد این کهنه سرباز گفت: سه سال قبل فرمانده نیروی زمینی ارتش با دست پر به منزل این یادگار جنگ جهانی اول آمده بود و به وی گفته بود "آیا به چیزی احتیاج دارید فرمانده؟!" دیروز نیز تماس تلفنی گرفت و احوال وی را پرسید.

به گزارش وبلاگ ترجمه اخبار ترکیه به نقل از حریت، مصطفی شکیب 105 ساله در سال 1903 در محله اسکودار استانبول به دنیا آمد. پدر و پدربزرگ وی جزء نیروی دریایی ارتش عثمانی بوده اند. وی که دارای تحصیلات آکادمیک نظامی بوده است در 9 سپتامبر 1922 به هنگام حمله کشورهای دیگر به شهر ازمیر، به صفوف ارتش عثمانی پیوست. شکیب در سال 1952 بازنشسته شد.

در ترکیه کهنه سربازان به عنوان افتخار کشور شناخته می شوند و همواره مورد تمجید و احترام نسل جدید و جوان هستند. احترام فرمانده نیروی زمینی ارتش ترکیه به این کهنه سرباز و اینکه وی او را فرمانده خود می نامد نیز نشانه احترام وی به سربازان کشورش است.

در این کشور به معلولان جنگی و نیز کهنه سربازان لقب غازی می دهند. غازی لغتی عربی است و به معنای کسی است که در راه وطن و دین می جنگد.


عکس های زیبایی از شهر تاریخی استانبول

استانبول شهری است که نمی خوابد. شهری که هیچگاه تکرار نمی شود. قدم زدن در کوچه های تاریخی اش خاطره انگیز است. دلت که بگیرد می توانی بروی کنار ساحل، داخل حصار باستانی اش یا بناهای باستانی و تاریخی اش. در یک کلام زندگی 24 ساعت در استانبول جریان دارد. استانبول تنها یک شهر نیست، یک دنیای ناشناخته است، باید آمد و آن را کشف کرد.
این شهر در سال 2010 پایتخت فرهنگی اروپا خواهد بود
























عکس ها برگرفته از سایت عکسهای استانبول

برای بزرگنمایی عکس ها روی آنها کلیک کنید

جدال لفظی نخست وزیر ترکیه با وزیرخارجه ارمنستان: در قره باغ معلوم شد کشتار نژادی را چه کسی انجام می دهد!

رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه در چهل و نهمین کنفرانس امنیتی در مونیخ به عنوان مهمان افتخاری سخنرانی داشت. در این کنفرانس که در آن وزرای امور خارجه و دفاع 47 کشور حضور داشتند بین اردوغان و اوسکانیان، وزیر امور خارجه ارمنستان یک جدال لفظی در گرفت.

وارتان اوسکانیان در این کنفرانس با گفتن این سخنان که: «شما گفته بودید در آینده احتمال گفتگو وجود دارد» از اردوغان پرسید: «چرا مخالف رابطه بین ارمنستان و ترکیه هستید، درحالی که ما هیچ پیش شرطی برای گفت و گو نداریم؟»

اردوغان واکنش تندی به این پرسش نشان داد و گفت: « قرارداد مینسک درباره قره باغ کوهستانی هنوز هم از سوی شما اجرا نشده است. دنیا ارمنستان را بعنوان یک اشغالگر می شناسد. قره باغ را ترک کنید و بگذارید دهها هزار آذری آواره شده به آنجا برگردند. آذری ها هم نژادان ما هستند. چرا به این مسأله عمل نمی کنید؟ اینکه چه کسی چه گونه جائی را اشغال کرده است و اینکه چه کسی دست به کشتار نژادی زده است در حوادث قره باغ آشکار شده است.

شما چگونه صحبت از کشتار ارمنی ها و مسیحیان می کنید؟ براساس چه مدرکی به این اقدام زشت دست می زنید؟ در این زمینه چه مدرکی در دستتان دارید؟ برای مطالعه این موضوع به صورت رسمی دعوتنامه داده ام که بیایید و تحقیق کنید، آرشیوهایمان را هم باز کرده ایم. اگر ارمنستان هم در این زمینه حرفی دارد آرشیوهایش را مرتب کند و در دید عموم بگذارد تا باستان شناسان، مورخان، اهالی سیاست و حقوقدانان در این زمینه مطالعه کنند و نتیجه را اعلام کنند.»

اردوغان ادامه داد: «در فرهنگ ما قتل عام نژادی جائی ندارد. برای هرگونه بحثی در این زمینه حاضریم. از ارمنستان هم دعوت می کنم برای بحث حاضر باشد. اینکه با لابی گری مجالس دنیا را به محکومیت در این زمینه وا می دارید کار درستی نیست. ما برای پاسخ دادن در زمینه تاریخمان حاضریم.»

نخست وزیر ترکیه همچنین اضافه کرد: « بین ارمنستان و ترکیه ارتباط هوایی وجود نداشت، با آمدن من درها باز شد و هم اکنون حمل و نقل کارگو از ارمنستان به ترکیه انجام می شود. کلیسای جزیره آک دامار را که متعلق به ارمنی هاست به عنوان یک پیام مرمت کردیم و در خدمت هموطنان ارمنی مان گذاشتیم.

در کشور من بیش از 40 هزار ارمنستانی وجود دارد. چرا این ارمنی ها از کشورتان فرار می کنند و به ترکیه می آیند؟ ما مشکلی با هموطنان ارمنی خودمان نداریم. اما ارمنی های ارمنستان و بسیاری از کشورهای دیگر چرا به ترکیه فرار می کنند، این را باید خودتان حل کنید»

منابع: توران ییلماز – روزنامه حریت و سایتهای خبری ترکیه

10/02/2008

پی نوشت – ارمنستان با چهار کشور گرجستان، ترکیه، ایران و آذربایجان همسایه است و به دریای آزاد راه ندارد. این کشور با جمهوری آذربایجان به دلیل اشغال قره باغ در حالت آتش بس (نه جنگ و نه صلح) به سر می برد. وضعیت اقتصادی ضعیف گرجستان نیز باعث شده است این کشور به دنبال ارتباط با دیگر کشورهای همسایه باشد. ترکیه هم به دلیل اشغال قره باغ از سوی ارمنستان، با آن کشور رابطه ندارد و این کشور در بین همسایگان، تنها با ایران مناسبات حسنه دارد.

کپی رایت را رعایت کنیم


برای جلوگیری از سخنرانی ترکها: ارمنی ها دانشگاههای آمریکا را تهدید مالی می کنند!

به گزارش روزنامه زمان ترکیه لابی ارمنی برای ممانعت از سخنرانی گؤندوز آکتان، نماینده مجلس ترکیه در مورد وقایع سال 1915 یک گروه فشار ترتیب داده اند!

در این چارچوب اتحادیه بین المللی آکادمیسینهای قتل عام نژادی[وابسته به لابی ارمنی] به دو دانشگاه آمریکایی نامه نوشته و از آنها خواسته است سخنرانی این نماینده مجلس ترکیه را لغو کنند. یک کارفرمای ارمنی هم گفته است یا دانشگاه یوتا سخنرانی 5 ماه میلادی جاری را لغو خواهد نمود یا اینکه از هدیه 1.2 میلیون دلاری خود به این دانشگاه منصرف خواهد شد!

اما به رغم این فشارها آکتان سخنرانی خود را در دانشگاه ایندیانا انجام داد.

پیش از این لابی ارمنی حتی سخنرانی پاتریک ارمنی های استانبول – مسروپ موتافیان – را در دانشگاه جرج واشنگتن لغو کرده بودند!

به نظر می رسد لابی ارمنی چندان تمایلی به باز شدن آرشیوهای اسناد سال 1915 ندارد و ترجیح می دهد به وضعیت کنونی ادامه دهد. وگرنه ترکیه تا کنون چندین بار درخواست باز شدن اسناد کشورهای طرف درگیری در این واقعه از جمله اسناد مربوط به آن سال موجود در عثمانی(ترکیه)، ارمنستان، انگلستان و کشورهای دیگر شده بود.

ترکیه با ترجمه کتاب به مسأله کشتار ارامنه پاسخ می دهد

ترکیه که تاکنون نتوانسته است به اندازه دیاسپورای ارمنی ها در زمینه اقناع افکار عمومی جهان در زمینه مسأله کشتار ارامنه فعالیت نشان بدهد از این پس تلاشهای خود را در این زمینه افزایش خواهد داد.

بنیاد تاریخ ترک می کوشد با ترجمه کتابهای چاپ شده دراین زمینه به زبانهای عربی، انگلیسی و آلمانی در راستای اقناع افکار عمومی جهان گام بردارد. به گفته یوسف حلاج اوغلو(در اصل خلج اوغلو)، رئیس بنیاد تاریخ ترک، این بنیاد بویژه در راستای تأثیر روی افکار عمومی کشورهای عربی گام خواهد برداشت.خلج اوغلو اضافه کرده است تا کنون لابی ارمنی در کشورهای عربی تلاشهای زیادی را در موضوع تبلیغ کشتار ارامنه انجام داده است و در این زمینه از سوی ترکیه کاستی های زیادی به چشم می خورد و ترکیه باید با ارائه دلایل متقن و منطقی از خود در این زمینه دفاع کند.

به گفته خلج اوغلو، کتابهای "بعد از تبعید، نسل کشی، ادعاهای ارامنه" اثر یوسف حلاج اوغلو، "مرگ بر اثر بیماریهای واگیر" اثر حکمت اوزدمیر و "تهجیر" اثر کمال چیچک به زبانهای انگلیسی، آلمانی و عربی برگردانده خواهند شد. کتابها قبل از آوریل 2008 وارد بازار فروش کشورهای اروپایی و عربی خواهند شد. ترجمه ها توسط نویسندگان خارجی انجام خواهند شد وبنیاد تاریخ ترک بخشی از کتابها را خریداری خواهد کرد و غیر از ان حمایت خاصی از کتابها نخواهد شد.

ترکیه تاکنون بارها اعلام کرده است حاضر به گشودن اسناد آرشیوی خود به روی محققان مختلف در این زمینه می باشد اما تاکنون جوابی دریافت نکرده است. در یکی از سخنرانیهای رئیس بنیاد تاریخ ترک حضور داشتم و اساسا خود ترک ها هم مسأله ای به نام قتل ارامنه را به نوعی قبول دارند اما اینکه این قتلها بخاطر یک نژاد خاص باشد آنرا نفی می کنند و مسأله نژادکشی را قبول ندارند.
آنچه که ترک ها می گویند آنست که مسأله مرگ و میر در هردوسوی طرفین دعوا (ارامنه – ترک ها و کردها) وجود داشته است و در موقعیت جنگی آن زمان و ضعف حکومت عثمانی اساسا جائی برای طرح موضوع نژادکشی باقی نمی گذارند. طرح تبعید ارمنی ها به سوریه و مرگ بر اثر گرسنگی و بیماریهای همه گیر در این تبعید نیز بخش دیگری از مرگ ارمنیها را رقم زده است.

ضمن آنکه ترک ها ارقام ادعایی طرف ارمنی را نیز در این زمینه بسیار اغراق آمیز می دانند. آنها معتقدند در بالاترین حالت 300 هزار ارمنی براثر درگیری های طرفین کرد – ترک – ارمنی، فقر و بیماری کشته شده اند.

به یاد داشته باشیم خود ارمنی ها هم چندین روستای آذری و ترک نشین را در آن دوران و زمانهای بعد به آتش کشیدند و باخاک یکسان کردند که فاجعه خوجالی یکی از این نمونه ها به شمار می رود.

منبع خبر: روزنامه زمان ترکیه 28 ژانویه

برگی از تاریخ عثمانی: نبرد ساری قامیش

خلاصه:

کشورهای درگیر: روسیه – امپراتوری عثمانی
زمان جنگ: 22/12/1914 – 5/01/1915
- منطقه: ساری قامیش
کشور پیروز: روسیه
فرماندهان ارتش روسیه: ژنرال ورونتسو – ژنرال یودنیچ
فرمانده ارتش عثمانی: انورپاشا
قوای درگیر: 100 هزار نفر




[این نبرد از جهاتی به نبردهای ایران زمان قاجار با روسیه شبیه است]

نبرد ساری قامیش با وجود گذشت نزدیک به یک قرن هنوز هم در ذهن مردم ترکیه به عنوان یک درام غمبار تاریخی ثبت شده است. این نبرد که در زمان جنگ جهانی اول بین روسیه و عثمانی به وقوع پیوست با یک شکست تاریخی و غمبار برای مردم عثمانی به پایان رسید. باتومی(در گرجستان کنونی) به عنوان غرامت جنگی به روسیه واگذار شده بود و در عین حال ساری قامیش نیز بر اساس عهدنامه برلین به روسیه داده شده بود.

در تاریخ 12 دسامبر 1914 انورپاشا فرمانده ارتش عثمانی نقشه جنگ با روسیه را برای بازپس گرفتن ساری قامیش به فرماندهان عثمانی پیشنهاد کرد. با وجود آنکه اکثر فرماندهان عثمانی با تصمیم انورپاشا مخالفت کردند انورپاشا تصمیم به اجرای نقشه خود گرفت.

تدارکات لازم برای این جنگ وجود نداشت. روسها هنگام حمله به شهر زنگولداغ در دریای سیاه سه کشتی عثمانی را غرق کرده بودند و آذوقه کافی نیز وجود نداشت.

روس ها که در اول نوامبر 1914 از مرز عبور کرده بودند در چهارم همان ماه به کوپرو کوی رسیدند. در 5 نوامبر روسها دستور عبور از مرز عثمانی را دریافت کردند. در چهارم نوامبر انورپاشا نیز دستور جنگ را داده بود. هنگام این فرمان آناتولی سردترین زمستان خود را پشت سر می گذاشت. به طوری که قوای روس با وجود دستور حمله به دلیل سرما زمین گیر شده بود. حسن عزالدین فرمانده لشکر 3 عثمانی نیز تمایلی به آغاز جنگ نداشت چون سرنوشت جنگ را زمین گیر شدن در سرمای دندان شکن می دانست.

جنگ کؤپرو کوی اول – در این جنگ نیروهای سواره لشکر سوم و گردان ششم عثمانی با همراهی عشیرتهای کرد در 6 تا 9 نوامبر بر ارتش روسیه پیروز شدند. اما با عقب نشینی هنگ پیاده 18 و 30 عثمانی، بعضی از نقاط خاک عثمانی دوباره به دست نیروهای روس افتاد

جنگ کؤپروکوی دوم – از 11 تا 12 نوامبر نیروهای سواره گردان ششم به سرپرستی احمد فوزی پاشا پیشروی کردند. نیروهای پیاده توانستند از منطقه کؤپروکوی عبور کنند.

نبرد 14 تا 18 نوامبر که ترکها از آن به نبرد عذاب یاد می کنند نیز با ظفر عثمانی ها همراه بود.

اما درام این جنگ بعد از این پیروزی ها رخ داد. نیروهای عثمانی بعد از پیشروی مقابل روسها به عقب برنگشتند و مصمم شدند تا پیروزی نهایی را به دست بیاورند. اما حساب یک چیز را نکرده بودند: سرما!

می گویند در این نبرد 90 هزار سرباز عثمانی در برف و بوران یخ زدند. روس ها بعد از این شکست عثمانی بدون هیچ زحمتی تا ارزروم پیشروی کردند. بعد از وقایع روسیه دوران بلشویک روسها از منطقه عقب نشینی کردند و منطقه به دست ارمنی ها افتاد. بین مردم ترکیه نقل است که 20 هزار نفر از ترکمنهای کوچرو و معدودی از کردهای ساکن آن منطقه به دست ارمنی ها قتل عام شدند و 33 روستا نابود شد. در واقع نبرد بین ارمنی ها و کردها و ترک ها نیز از آن تاریخ شروع شده بود.

بعد از شکست عثمانی از روسیه، انورپاشا هرگونه خبررسانی در این مورد را تا سالها ممنوع اعلام کرد. سالها گذشت تا مردم عثمانی فهمیدند چه بر سر 90 هزار سربازشان آمده است. 90 هزار سربازی که در اثر یک اشتباه استراتژیک در سرما یخ بستند. هرچند که اراده آنان هنوز هم به عنوان یک الگوی تاریخی برای مردم کنونی ترکیه در کتابها و حکایات مختلف روایت می شود.

ترجمه و تلخیص از ویکی پدیا ترکی
با اندکی تصرف