Fars Haber Ajansı (FHA) Bölücülerin Sözde Kürdistan Haritasını yayımladı!


İran’ın yarı resmi haber Ajansı Farsnews Küzey Irak’la ilgili bir haberinde sözde Kürdistan Haritasını yayımladı.

Bu haritada Türkiye, İran, Irak ve Suriye’nin bir parçasının bölündüğü ve Kürdistan adlı bir ülkenin ortaya çıkması görünmektedir.

FHA İran haber ajanslarının arasında İran Cumhurbaşkanı Ahmadinejad’ın en güçlü destekçisidir ve Devrim Muhafizleri tarafından yönetilir!

Sözü edilen harita bu manşet adıyla yayımlanmıştır:

“Filistin’in Irak Büyükelçisi: yakın zamanda 13 bin Filistinli sürgün Irak’ın Kürdistanına yerleştirilecektir.”

Fars Haber Ajansı’nın yayımladığım Haber

زندگینامه ربیعه قدیر رهبر اویغور:40 سال دنبال رهبر بودم، کسی پیدا نشد، خودم رهبری را بعهده گرفتم

این زن، روی دیگر تراژدی اورومچی [ مرکز ترکستان شرقی] است، رهبری که غرب به تازگی وی را بازشناخته است و کسی که شاهد زنده درام انسانی اویغورستان است.

زنی دردکشیده که 62 سال از عمرش را سپری کرده است و روزگاری در اوج قدرت و ثروت افسانه ای اش در چین به سر می برد و اکنون با دو مترجم ، در آنسوی دنیا یعنی واشنگتن آواره شده است و تنها نقطه امید مردمی است که هیچ حامی ای در این دنیا ندارند.

او ربیعه قدیر است، زن مسلمان اویغور که می گوید چهل سال به دنبال یک رهبر برای مبارزات آزادیخواهانه مردم مسلمان اویغور بوده است و چون کسی قدم به جلو نگذاشته، خود شخصا رهبری جنبش را بر عهده گرفته است.

او امید زنان و مردان اویغور است. کسی که یک خیابان بالاتر از کاخ سفید در طبقه دوم یک ساختمان 13 طبقه، در یک مرکز تجاری واشنگتن به مبارزه ادامه می دهد.

هرکسی که در راهروی طبقه دوم قدم می زند کسانی را مشاهده می کند که به زبانهای مختلف گفتگو می کنند. و ربیعه قدیر، زنی که روزگاری ملکه ثروت چین بوده است در یک اتاق کوچک بدون پنجره در واشنگتن زندگی می کند.

در اتاقی با پرچمهای ماه و ستاره سفید در یک زمینه آبی کمرنگ. پرچمی که سمبل حیات اویغورها در چین است.

حکایت زندگی او بسیار پر فراز و نشیب است. از یک خانواده بسیار فقیر است. تجارت را با داد و ستد پوست، لباس و مغازه داری آغاز کرده و بعد از مدتی به یکی از ثروتمندترین تاجران کشور 1 میلیارد و سیصد میلیونی چین بدل گشت.

در زمان فعالیت او، تجارت ممنوع است و وی با رشوه دادن به مأموران چینی، کار خود را گسترش می دهد.

قدیر در سال 1994 یازدهمین فرد ثروتمند چین می شود. او را میلیونر سینجان (سین کیانگ) می نامند.

ربیعه قدیر می گوید: "از سیزده سالگی به سیاست روی آوردم." اما نقطه عطف زندگی او ازدواج با شوهر دومش صدیق رزی – یک شاعر اویغور- است.

ربیعه می گوید از شوهر اولش که مدیر بانک و پدر 6 فرزندش است به خاطر آن جدا شده است تا آسیبی متوجه وی نگردد. چرا که دولت کمونیست چین از سمبل شدن افراد می ترسد و ممکن است شوهر اولش به خاطر وی از سوی دولت چین آسیب ببیند.

بعد از ازدواج دومش به شدت تحت تأثیر عقاید شوهر دومش قرار می گیرد و حیات دیگری برای وی آغاز می شود.

قدیر می گوید با شوهر اولش نمی تواند صحبت کند اما فرزندانش با او در تماس هستند.

این زن اویغور در دهه 1990 شروع به فعالیت سیاسی علنی می کند. برای مادران اویغور مراکز کار تأسیس می کند تا آنان روی پای خود بایستند. در اورومچی بازارهای "مرکز ربیعه" را بنا می کند که مغازه داران آن را تنها زنان اویغور تشکیل می دهند.

از سوی دیگر به هنگام بلایای طبیعی، پیش از آنکه دولت کمک کند، کامیونهای مملو از کمکهای خود را به منطقه می فرستد.

و در این هنگام است که شهروند نمونه ی اعلام شده از سوی چین کمونیست، کسی که از سوی دولت مرکزی به مأموریتهای سیاسی گماشته می شود به تمامی زرق و برقهای زندگی نه می گوید.

در سال 1999 به جرم جاسوسی برای آمریکا بازداشت و روانه زندان می شود. در دادگاه به هشت سال زندان محکوم می شود اما در مارس سال 2005 با میانجیگری آمریکا از زندان خارج می شود و دوره زندگی در تبعید را در آمریکا آغاز می کند.

تنها درد او آزادی ترکهای اویغور است.

ربیعه قدیر رهبری دو سازمان اویغور را بعهده دارد.سازمان اویغورهای دنیا در آلمان و انجمن اویغور – آمریکا

وی اتهامات کار برای آمریکاییان را رد می کند و می گوید: برای رهایی ملت اویغور می جنگم. به دنبال چیز دیگری نیستم.

هنگامی که ربیعه قدیر به زندان می افتد دولت مرکزی تمامی اموال و دارایی میلیاردی او را ضبط می کند. در پاسخ به سئوالی مبنی بر آنکه چه مقدار از ثروت افسانه ای اش را در دست دارد می گوید: "هیچ"

تنها منبع درآمد وی حقوقی است که از دو سازمان تحت رهبری اش دریافت می کند.

قدیر بسیار هیجان زده می شود. بخصوص هنگامی که نوبت به دردهای مردم اویغور می رسد.

ربیعه قدیر 11 فرزند دارد. وی در رابطه با اینکه چگونه اینقدر جوان و فعال مانده است می گوید: اویغور مرا زنده نگهداشته است.

می پرسیم: "درست است که گفته ای تا زمانی که جان در بدن داری رهبری اویغورها را به عهده خواهی داشت؟" جواب می دهد: "چهل سال به دنبال کسی بودم که رهبری جنبش مردم را به عهده بگیرد. وقتی کسی را نیافتم خود، این مسئولیت را به عهده گرفتم."

ربیعه قدیر شخصیتی استثنایی دارد، به طوری که گروههای اسلامگرا نیز رهبری او را قبول دارند.

تصاویر وی بعد از اتهامات چین علیه اش به صفحه اول مهمترین روزنامه های آمریکا راه یافت: وال استریت جورنال، واشنگتن پست، نیویورک تایمز و ...

یک مترجم وی تنها جوابگوی روزنامه ها و رسانه های ترک زبان است. مترجم دیگرش نیز سخنان او را به رسانه های انگلیسی زبان منتقل می کند.

این قیام خونین مردم اویغور چین یک حسن بزرگ داشت: مردم اویغور رهبر خود را بازشناخته بودند. رهبری که از سال 1949 و از زمان اشغال سرزمینشان به دست چین به دنبال وی بودند. و دولت چین نیز این حرکت را تسریع بخشید: چه با قتل عام اویغور ها و چه با متهم کردن وی به رهبری جنبش اویغورستان.

ربیعه قدیر 11 فرزند دارد. بزرگترین فرزندش 45 سال دارد و جوانترینش 19 سال.

پنج فرزند ربیعه قدیر در آمریکا و 5 فرزندش نیز در چین هستند. یک فرزندش هم در استرالیاست.

عالم 30 ساله و آبلیکیم 33 ساله هنوز در چین در زندان هستند. عبدالقادر 45 ساله دیگر فرزندش در چین به تجارت مشغول است. دیگر فرزندانش که در چین هستند یعنی روشن 38 و عادل 34 ساله معلم فیزیک و کارمند بانک هستند.

فرزندان وی که در آمریکا هستند: مصطفی 25 ساله دانشجوی پزشکی، ککینوس 19 ساله دانشجوی فلسفه، عالیده 27 ساله دانشجوی معماری و راحله 36 ساله نیز مدیر یک نشریه است. خان زهره دختر 28 ساله وی نیز بیکار است.

ربیعه قدیر از زمان خروجش از چین تا کنون نه فرزندان زندانی اش در چین را دیده است و نه حتی صدای آنها را شنیده است و این بر روحیه اش نیز بی تأثیر نبوده است. چرا که در نهایت وی یک مادر است. یک مادر اویغور مسلمان که اکنون صدای بی یاورترین ملت جهان شده است.

کشورهای مسلمان به دلیل رابطه با چین کمونیست سکوت کرده اند و آمریکا و اروپا نیز نمی خواهند روابط تجاری خود با چین را تحت تأثیر مبارزات یک ملت، خدشه دار ببینند.

چین اکنون یک گره کور در تفکر حقوق بشر دنیای غرب است و یک سنگ محک برای اثبات مسلمانی کشورهایی که خود را داعیه دار اسلام می دانند!

منبع: با نگاهی به مطلب روزنامه ترک زبان حریت

لطفا کپی رایت را رعایت کنیم


نیت نمازشان به فارسی است، اما ایران سکوت می کند، چرا؟

ترکیه ی لائیک از مسلمانان اویغور در چین دفاع می کند و کاردار سفارت چین را احضار می کند. اما ایران اسلامی سکوت کرده و چشم خود را به روی قتل عام مسلمانان در چین بسته است.

یک انتقاد جانانه اردوغان از شیمون پرز در اجلاس داووس تمام فلسطینی ها را به وجد آورد در حالی که ایران سی سال است از حمایت از فلسطینی ها سخن می گوید.

راستی چطور ترکیه لائیک در این چند سال هواداران بسیاری را در کشورهای اسلامی پیدا کرده است؟

دیروز یک اویغور ساکن ترکیه را می دیدم. می گفت: چرا ایران موضع نمی گیرد؟ لبخندی تلخ کردم و گفتم: فعلا ایران اسلامی، مسائل مهمتری از جمله مدیریت جهان را دارد انجام می دهد و وقت برای مسائل کوچیک ندارد.

می گفت: اینترنت در اویغورستان قطع است، تلفنهای همراه کار نمی کنند و چند نفری نیز با خریدن ریسک شهادت، با تلفن ماهواره ای وقایع را به جهان می رسانند. اما چین آنقدر قدرتمند است که به زودی جو تبلیغاتی را به دست گرفته و جای ظالم و مظلوم را عوض خواهد کرد.

می گفت: بیش از هزار اویغور مسلمان ترک کشته شده اند اما تمامی خبرگزاریهای خارجی از قتل 156 نفر خبر می دهند و دولت چین هم تصاویر چینی های مصدوم را پخش می کند!!

همین دوست اویغور می گوید: لباس شخصیهای پلیس شبانه به خانه اویغورها می آیند و آنها را می برند و تحویل چینیهای هان می دهند.

ما که اویغورستان را جزئی از چین می دانیم بهتر است بدانیم که این منطقه تا قبل از سال 1949 یک سرزمین غیرچینی مسلمان بوده است و همانند تبت از سوی چین کمونیست اشغال شده است.

به راستی خون مسلمانان فلسطین از خون مسلمانان اویغور که نیتهای نمازشان به فارسی است رنگین تر است؟
این ها همان مسلمانانی هستند که توسط ابوحنیفه ی ایرانی مسلمان شده اند، نماز را نماز می گویند، نمازی را که ما عشاء می خوانیم "نماز شامگاه" می گویند و...

داوود اوغلو وزیر امور خارجه ترکیه گفته است: وضعيت بسيار نامناسب و تراژدي انساني در منطقه وجود دارد و ترکيه نمي تواند در قبال اين تحولات سکوت اختيار کند.

اما خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی به دفاع از چینی ها پرداخته و می نویسد: حوادث خونين منطقه خودمختار اويغورنشين سين کيانگ چين بازتاب بسيار گسترده اي در ترکيه دارد و تظاهراتي در شهرهاي بزرگ اين کشور عليه آنچه که ظلم عليه ترکهاي مسلمان ايغور از سوي دولت چين قلمداد شده، صورت مي گيرد.

بعد از سی سال به کجا رسیده ایم؟ آیا شعار "نه شرقی نه غربی" عوض شده است؟ و چگونه می توان از چین مخالف تمام اصول انسانی حمایت کرد؟ شرم بر ما...

لینک مرتبط: چين بزرگترين شريک تجاري ايران در منطقه آسياست!

تناقض در سخنان سخنگوی شورای نگهبان

شورای نگهبان در حالی از تمدید زمان بررسی به شکایات کاندیداها سخن می گوید که از همان اول نظر خود را داده است. به نظر شما روی چه حسابی باید به شورای نگهبان دل بست؟!

به سخنان دبیر شورای نگهبان دقت کنید:


تظاهرات مردم ترکیه و ایرانیان مقیم در مقابل سفارت و کتسولگریهای ایران

همانند بسیاری از کشورها، ایرانیان ترکیه نیز از همان روز اول اعلام رسمی پیروزی احمدی نژاد، در مقابل سفارت و کنسولگریهای ایران در شهرهای ترکیه تجمعات اعتراض آمیز برپا کردند.

اولین تجمع مقابل سفارت ایران در آنکارا شکل گرفت و پس از آن سرکنسولگری ایران در استانبول نیز به طور مرتب صحنه تجمع و اعتراض ایرانیان است.

اکثر تجمع کنندگان، پناهندگان و دانشجویان ایرانی هستند که در انتخابات حضوری بسیار پررنگ داشتند و اکثرا به موسوی یا کروبی رأی داده بودند. گروههای سیاسی با ماهیت آذربایجانی نیز ایرانی تباران را به تجمع در مقابل کنسولگری ایران در استانبول تشویق می کنند.

به گزارش وبلاگ ترجمه اخبار ترکیه، روز پنج شنبه اتفاق جدیدی افتاد و آن هم حمایت گروهی از مردم ترکیه از اعتراضات ایرانیان بود. گروهی از مردم ترکیه روز پنج شنبه با پلاکاردهای سبزرنگ که روی آنها نوشته شده بود "مردم ایران تنها نیستند"، "وحدت، مبارزه، پیروزی" در حمایت از معترضان به انتخابات در ایران شعار سر دادند.

هاکان گؤنش یکی از ترکهای تجمع کننده که از سوی راهپیمایان یک قطعنامه را قرائت می کرد در مصاحبه ای با آناتولی با اشاره به اینکه حکومت ایران با زور و قدرتنمایی می خواهد مردم را ساکت کند اما مردم ایران هنوز هم در خیابانها برای آزادی خود مبارزه می کنند اضافه کرد: تاریخ 23 تا 30 ژوئن در تمامی دنیا با عنوان هفته همدردی و حمایت از ایرانیان گرامی داشته می شود و در ترکیه نیز در این هفته تجمعات حمایت از ایرانیان برگزار می شود.

تنها ایرانی حاضر در این جمع که دانشجوی یکی از دانشگاههای ترکیه است گفت: مردم ایران آزادی می خواهند نه یک رژیم سرکوبگر.

تجمع کنندگان ترک بعد از قرائت بیانیه مطبوعاتی و سردادن شعارها، دیرکهای چراغهای بیرون سرکنسولگری ترکیه را با پارچه های سبزرنگ پوشاندند.











مایکل جکسون درگذشت


به گزارش لس آنجلس تایمز، مایکل جکسون خواننده شهیر آمریکایی در سن 50 سالگی درگذشته است.

پزشکان در ماه آوریل گذشته، ابتلای مایکل جکسون افسانه ای به سرطان پوست را تشخیص داده بودند و اکنون این افسانه موسیقی پاپ قول داده است سرطان را شکست خواهد داد.

سلطان پاپ که در 22 آوریل به بخش پوست بیمارستان Cedars-Sinai در لس آنجلس آمریکا مراجعه کرده بود توسط یکی از بهترین متخصصان پوست آمریکا دمتر رالف ماسی تحت معالجه قرار دارد.

این خبر که جای ویژه ای در مطبوعات آمریکا پیدا کرده است طرفداران این خواننده مشهور را در موجی از غم فرو برده است. اما پزشکان اطمینان می دهند مایکل جکسون می تواند تا ماه جولای بر این بیماری غلبه کند.

به گزارش وبلاگ ترجمه اخبار ترکیه به نقل از حریت، مایکل جکسون که گفته می شسود سالها قبل، طی جراحی هایی پوست خود را به سفید تبدیل کرده و موجی از انتقاد سیاهان را به جان خریده بود گفته بود علت این تغییر پوست، یک بیماری نادر بوده است. وی به دلیل این عمل، سالها تحت مداوا قرار داشت.

مایکل جکسون که بارها زیر تیغ جراحی زیبایی خوابیده است اکنون صورتش به طوری ست که بازشناختن اش دشوار است و بخصوص از ناحیه بینی رنج می برد.

برای ندا

او مُرد!

او مرد. با چشمان باز مرد، چرا که نمی خواست چشمانش را ببندند.

ویدئو: عاقبت مگسی که مزاحم اوباما می شود!


این مرد، شخص اول ایالات متحده آمریکاست، رئیس جمهور آمریکا: باراک اوباما
یک خبرنگار از وی مصاحبه می گیرد.
اما در این حین یک میهمان ناخوانده ی سیاه از راه می رسد: یک مگس سیاه
این مگس علیرغم اخطار اوباما، از محل مصاحبه نمی رود و در آخر، اوباما مجبور می شود مرتکب قتل شود: قتل یک مگس سیاه بدترکیب زشت!
ویدئو را خودتان ببینید:

ویدئوی بالا اصل فیلم است و ویدئوی پایین در واقع صداگذاری شده است!

برخلاف مناظره تماشایی احمدی با موسوی: متأسفانه منتظر توفان مناظره کروبی با احمدی نژاد نباشید

مردم ایران یکی از تماشایی ترین مناظرات تاریخ سی ساله را به صورت مستقیم از تلویزیون تماشا کردند. چهره عصبانی احمدی نژاد که با توپ پر آمد و سعی داشت تمرکز موسوی را به هم بزند در این برنامه کاملا مشهود بود.
برعکس وی، میرحسین موسوی کاملا منطقی بود و آرامش خود را حفظ کرد و این یک نقطه حسن بزرگ برای وی بود. در علم رسانه دو نوع تأثیر داریم: تأثیر آنی دفعی و تأثیر عمقی و ریشه ای.

در وهله اول، تأثیر سخنان احمدی نژاد بخصوص هنگام حمله وی به هاشمی رفسنجانی شاید تأثیر آنی و دفعی داشته باشد و بسیاری از بینندگان از موسوی مأیوس شده باشند.
اما مطمئنم که موسوی و سخنان وی در حافظه درازمدت مردم ثبت خواهد شد.

فردا و پس فردا، سخنان احمدی نژاد فراموش خواهد شد و تنها لحن عصبی و چهره عصبانی وی در یادها باقی خواهد ماند. اما سخنان موسوی در حافظه درازمدت مردم دوباره جان خواهد گرفت.

اما یک نکته مهم هم در نظر داشته باشید:

بعد از اتهامات احمدی نژاد به هاشمی، خاتمی و ناطق انتظار یک مناظره توفانی بین او و کروبی را نداشته باشید. چون مطمئنم که امشب فتیله ها کشیده خواهد شد و تمامی کاندیداها در زمینه نحوه سخنانشان اخطار دریافت خواهند کرد چرا که این گونه سخنان به اساس نظام برمی گردد.

کروبی بسیار بدشانس است که بعد از این مناظره درگیرانه، نمی تواند حرفهای دل خود را در برابر احمدی نژاد به زبان بیاورد. کروبی به خوبی می توانست رقیب احمدی نژاد باشد.

در صورتی که کروبی می توانست حرفهای دل خود را چون همیشه بر زبان بیاورد آرای وی به صورت تصاعد هندسی بالا می رفت.

حیف شد برای کروبی، وی کسی ست که به راحتی می توانست از پس احمدی نژاد برآید.

کروبی: شیخی ست که با چراغ روشن گرد شهر می گردد


مهدی کروبی نشان داده است که کاندیدی جسور می باشد. نگاهی به برنامه های او، همراهانش، مشاورانش و طرفدارانش و طیف عظیمی از دانشجویان و نخبگانی که طرفدار وی هستند او را نسبت به سایر کاندیداها بخصوص میرحسین موسوی یک سر و گردن بالاتر نشان می دهد.
یادمان باشد که میرحسین موسوی تا کنون به طور کامل نگفته است که اصلاح طلب است و همیشه شرط و شروط آورده است. به سن بالای کروبی نگاه نکنید، به طرفداران رنگارنگ موسوی نباید نگریست. ضمن احترام به آقای موسوی، معتقدم اطرافیان نزدیکی که دور او جمع شده اند کسانی هستند که تنها به دنبال نشان دادن خود و کسب امتیاز لازم هستند.
چند نفرشان را از نزدیک می شناسم و اکثر مشاوران وی به جز چند نفری که عمیقا معتقدند موسوی اصلاح طلب است، متأسفانه به دنبال منافع فردی هستند.
... دفتر تحکیم وحدت، کرباسچی، عبدی، مهاجرانی، کدیور و... به عنوان بخشی از طرفداران کروبی؛ اینها چیزی به ذهنتان متبادر نمی کند؟
مثل اینکه صفحه شخصی مهدی کروبی در فیس بوک (یا صفحه طرفداران وی) راه افتاده است. هرچند دیر اقدام کرده است اما باز هم گام مثبتی است برای این شیخ که با چراغ روشن گرد شهر می گردد و دنبال تغییر است.
یاور کروبی باشیم


بالاترین را چه می شود؟

حساب شما موقتا توسط سیستم اتوماتیک بالاترین یا مدیریت سایت به دلیل اضافه کردن لینک نامربوط به موضوع داغ بسته شده است (زمان باقی‌مانده در صفحه شخصی نشان داده می‌شود). اگر فکر می‌کنید که اشتباهی شده با info@balatarin.com تماس بگیرید.
--------
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
(شرح موضوع: انفجار تروریستی در زاهدان باعث شد یک موضوع داغ ایجاد کنم و چند لینک از لینکهای با موضوع انفجار و زاهدان را به آن اضافه کنم. هنوز دو دقیقه نگذشته بود که با پیام بالا مواجه شدم در حالی که امکان دفاع هم نیست و نمی توانم وارد بالاترین بشوم!!
در ضمن سیستم اتوماتیک بالاترین یک شوخی است، آقا یا خانمی که توی بالاترین جای قاضی نشسته ای، بهتر قضاوت کن...
در بالاترین که افراد مختلف بهتان پراکن یا دارای چند آیدی به صورت مداوم در حال فعالیتند و بذر و تخم نفرت می کارند آزاد آزاد می گردند و آن وقت افرادی که لابی ندارند مهجور و بی دفاع می مانند.)
دفاعی از خودم ندارم چون جرمی را مرتکب نشده ام و اگر بالاترین فکر می کند که احتیاجی به کاربرانش ندارد اصراری هم نمی بینم که وقتم را برای آن و برای افزایش اطلاعات کاربران مصروف کنم.
حکایت عجیبی ست دموکراسی از نوع بالاترینی!

بهبودی توریست مبتلا به آنفولانزای خوکی در ترکیه

بنا به اعلام رسانه های ترکیه، یک آمریکایی عراقی الأصل که از آمستردام وارد فرودگاه استانبول شده بود و در وی نشانه های آنفولانزای خوکی مشاهده شده بود از بیمارستان ترخیص شده است.

این فرد به همراه یکی از اعضای خانواده اش به دلیل ابتلا به بیماری آنفولانزای خوکی به مدت یک هفته در بیمارستان حاسکی استانبول تحت درمان بود.

مقامات بهداشتی ترکیه اعلام کرده اند این دو بیمار به طور کامل بهبود بافته اند و از بیمارستان مرخص شده اند. این افراد در سلامت کامل، راهی مقصد خود شده اند.

به این ترتیب، ترکیه نفس راحتی کشید!